تبليغاتX
نیلوفرم
 
افسوس که نمیشود باز گول دلرا خورد وگرنه چه خوب بود
 
هر روز آشتی و قهر میکردیم
 
 

برای تمام لحظات شاد با هم بودن هرگز ندیدیم همدیگر را

اما برای دیدین هم لحظاتی نبود که لحظه شماری نکنیم

و حال که میگذرد از آن زمان تا بحال دیگر برای دیدینت

قلبی نمانده که بتپد و کاش زودتر میگفتی

این حقیقت تلخ را

من خوبم . تو خوبی

شنیدم از کسی پرسیده بودی احوالم را من خوبم تو چه تو خوبی ؟

دیگر برای  لحظات تنهاییت نمیگردی

 دنبال کسی که پر کند تنهاییت را نمیدانم خدا شاهد است

اما بدان من هنوز برای تنهایی خودم دنبال خودم میگردم تا پیدا کنم

خودم را و غصه نخورم ار

نبودنت

+ نوشته شده توسط اسمون بی ستاره در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 و ساعت 23:27 |
تو منو گذاشتی رفتی


توی یه روز بهاری


داره باورم میشه،آخ


تو دیگه دوستم نداری


نمیدونم واسه چی،


تو منو تنها می زاری


تو که می گفتی که بجز من


دیگه هیچ کس رو نداری


حالا چی شد اون همه عشق


میگی حوصله نداری


من همونم که یروزی


بهم می گفتی تو ،فراری


حالا من دنبالتم، اینجا


و تو فکر فراری


باشه تو برو ولی اینو بدون


یکی اینجا مونده توی، بیقراری


اگه رفتی برنگرد آخه می دونی


تو دیگه ارزش موندن رو نداری

 

+ نوشته شده توسط اسمون بی ستاره در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 و ساعت 15:35 |
دوستت دارم نيلوفرم اما نميدونم چرا


يروزيايي مي رنجونم دلت رو اما باز، چرا


دلت تو فد يه درياست دل من مثل يه ماهي


تو شباي بي ستارم تو مثل يه قرص ماهي


منو از خودم بگير و دلم رو رها بكن


تنهايي ها رو بكش، غم و ديگه فنا بكن


توي اون چشماي نيلوفري تو، كاشكي


بنويسم همه اشكاي نگامو، كاشكي


دل من خيلي گرفته ميدونم توميدوني


مي دونم آخر كار دل منو نميشكوني


تورو به چشاي مشكيت قسمت ميدم بمون


كه ديگه تودنيا سهیل نداره يه همزبون

 

+ نوشته شده توسط اسمون بی ستاره در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 و ساعت 15:25 |
 

هیچ چیزی نمی تونه جای دوست داشتن رو بگیره

همه ما می تونیم چندین جواب مختلف به این سوال بدیم

چرا خداوند عشق رو افرید.؟

بنظرمن عشق رو آفرید تا بهمون بفهمونه:

اگه مغروری مجبوری یه روز غرورتو بشکونی .

اگه تنهایی یه روزی از تنهای درمی یای.

اگه خیلی ادعامون می شه مجبوریم یه روزی خاکی بشیم

اگه خیلی خودمونو تو جامعه آنلاین می دونیم یه روزی مجبوریم ساده بشیم

واقعان چرا خدا قلب رو معبدگاه معشوق قرار داده؟

چرامثلان معده،روده،مغز،کلیه هاوحتی جاهای دیگه بدن جای قلب رو نگرفتن؟

بنظرمن عشق آفریده شد تا آدماهم دیگه رو دوست داشته باشن

چون اگه عشق نبود مطمئنان همه باهم دشمن بودن. سایه همو باتیر می زدن.

اگه یه روزی علاقه شدید قلبی به یه نفر پیداکنی مطمئنم حتمان گذرت به درخونه

خداهم می افته.

اونجاس که خدامیگه دیدی توهرچه قدرم نیرومند باشی روی زمین بازم گذرت به

درخونه من می افته.مجبوری در بزنی

تامن در رحمتم رو به روی تو باز کنم.

اگه خیلی قوی باشی...مثه رضا زاده یاحتی بروسلی مجبوری یه روزی اون قلبتو بایه

 بارانداز(فن کشتی) به خاک بزنی...!

به امید اینکه هیچ کس عشق رو با هـــوس اشتباه نگیره..!

 

+ نوشته شده توسط اسمون بی ستاره در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 و ساعت 13:55 |

باور كنيد "عشق واقعي" يه آرمانه... يه واژه كه چون خيلي خيلي بزرگه نميضشه تعريفش كرد... مثل تعريف بينهايت توي رياضيات:"بينهايت يعني از هر عددي كه بتوني تصور كني ، بيشتر...".... مثل "مادر" يا "پدر"... اين واژه ها تعريف شدني نيستتن... هيچوقت هيچوقت...

 

گفتم عشق يه آرمانه ... يه ايده آل ... چيزي كه بتوني به اين راحتي با گفتن چندتا جمله يا كلمه بشه بهش رسيد ديگه ايده آل نيست ، چون بهش رسيديم.... "عشق" چيز خيلي خيلي خيلي عظيميه... بدجوري بزرگه... اگه به هر دونفري كه به خاطر دل خودشون!!! همديگه رو دوست دارن!!! بگيم "عاشق" !!! كه ديگه واژه به اين بزرگي و قشنگي ارزشي نداره...

 

ميدوني "عشق واقعي" چطوريه؟؟؟ چه شكلي؟؟؟ اصلا واسه چيه؟؟؟

 

***** اول اينكه عاشق واقعي رو عمرا نميتوني ببيني... چون "عشق واقعي" رو توي چهره و حرفاي آدم "عاشق" نميبيني و نميشنوي... "عشق واقعي" فقط و فقط توي دل آدم "عاشق" هست و بس..... پس ايندفعه نميتونم بپرسم "تا حالا ديدي يا نه..."

 

*ارزش "عشق واقعي" به پنهون موندنشه... ارزش "عشق واقعي" اينه كه هيچكس جز كسي كه عاشقشي نميتونه اينو بفهمه... "عشق واقعي" وقتي عشق واقعيه كه دو نفر "واقعا عاشق" همديگه باشن... يعني اگه من تو دلم عشق تو رو دارم و تو اينو متوجه نيستي ديگه نميشه اسم "عشق"رو روش گذاشت..........

 

*"عاشقاي واقعي" لازم نيست به همديگه بگن كه همديگه رو دوست دارن... ميدوني چرا؟؟؟ بخاطر اينكه هردوشون اينو ميدونن و از اون بالاتر... حسش ميكنن... از ته دلشون... با تمام وجودشون... ارزش "عشق واقعي" به همينه...

(اما گفتنشم هيچي رو خراب نميكنه... تازه ممكنه قشنگترشم بكنه...)

 

*"عاشقاي واقعي" اگه دردي توي دلشون باشه نميتونن ازهم پنهونش كننن... حتي به زبون نميارنش... چون " عشق واقعي" بهشون اين قدرتو ميده كه بفهمن توي دلشون واقعا چي ميگذره... تو هر فاصله و هر وضعيتي كه باشن.....

 

***همه چيزايي كه گفتم يه طرف و اين يكي يه طرف ديگه چون همه اينا وجود دارن و قشنگن بخاطر اين يكي:

 

" عاشقاي واقعي " هيچوقت از همديگه دلگير نميشن ، حتي يه عاشق واقعي از بي وفايييم ناراحت نميشه:

اگه من خيلي تنهام فداي سرت.... اگه گريونه چشمام فداي سرت ... اگه دلمو شكستي ، ميگن عاشق يكي ديگه هستي ، فداسي سرت..................اگه گل نميريزي به پام فداي سرت..... اگه(...)فداي سرت...

 

ميدوني چرا؟؟؟ چون من تورو بخاطر خودم دوست ندارم... به خاطر تو و دل تو دوست دارم......  

 

منظورم از اين حرف  ، احتمال جدايي و تموم شدن "عشق  واقعي" نيست.... نه ، اصلا....... توي "عشق واقعي" تنها دروغي كه وجود داره "جداييه"........ در صورتي كه توي خودخواهي همه چي ............

 

تو يه "عشق واقعي" ، "معشوق" و "عاشق" ، دو طرف ماجرا نيستن... هردوطرف ، "عاشق" و "معشوق" همديگه هستن...

 

براي "عاشقاي واقعي" ، مرگ وجود نداره ... چون عشقي كه با مرگ از بين بره ديگه "عشق" نيست....

 

براي "عاشقاي واقعي" ، "عشق" مايه دردسر نيست... "عشق" براي اونا يه ميانبر براي رسيدن به همه چيزه ، برعكس خودخواهي كه اگه يه جايي يكي از دو طرف ، يكي از اهدافشو درخطر ببينه سريع يا همه چي رو محدود ميكنه يا اصلا كلا همه چي رو به هم ميزنه و ...................

پس اينو بدون  ، چيزي كه مانع تو باشه براي رسيدن به هدفات و مانع رسيدن تو به يه چيز عزيزتر و مهمتر بشه ، ديگه "عشق" نيست حتي اگه اسم اونو بذاري عشقو  اسم خودتو بذاري عاشق ، بازم اين خودخواهيه چون تو بخاطر خودت داري همه چي رو تموم ميكني...................

 

"عشق واقعي" وقتي بوجود اومد تو دل آدم لونه ميكنه... يه جورايي خونش ميشه دل "عاشق"... ميدوني پرنده ها كجاها لونه  درست ميكنن؟؟؟...جايي كه به نظرشون امنترين جاس و جاييه كه كمترين احتمال خرابي و از بين رفتنشو ميدن.... جايي كه احساس كنن چيزي نميتونه بهشون صدمه بزنه...

 

"عشق واقعي" همينطوريه.... يعني:

*جايي نميره كه امنيت نداره.... جايي  لونه درست نميكنه كه احتمال خرابيشو بده.... پس اگه تو دل يه نفر رفت خيالش راحته كه جاش امن امنه......

 

گفتم كه "عشق واقعي"  حتي با مرگ از بين نميره..... ديدي آدمايي رو كه حتي بعد از مرگ هم  ميخوان كنار عزيزترين آدم زندگيشون باشن... قبراي مشتركو ديدي؟؟؟؟؟؟ كتابا و حرفاي بزرگان مسلمونارو خوندي؟؟؟؟ من همه كتاباي مقدس اديان دنيا رو خوندم... حرفاي بزرگاشونم خوندم...  هيچ كدوم به اندازه قرآن و حرفاي پيامبر و امامان مسلمانان نتونسته از "عشق" و دوست داشتن حرف بزنه... يه جايي خوندم كه فكر ميكنم امام علي بودن كه فرموده بودن: "آدما توي اون دنيا با كسا و چيزايي كه توي اين دنيا خيلي دوستشون داشتن و دارن برانگيخته ميشن..." من ميگم اين آخر عدله... خداي خود خودمون!!! واقعا تو عدل دومي نداره.... از اين عادلتر نميشه ديگه........... ببين..... خدا هم ميگه عشق واقعي آخر نداره.... ميگه اون دنيا ميذارمت پيش اوني كه "عاشقشي"....... باور كن خيلي باحاله.... پس عشق واقعي آخر نداره كه نداره........ تازه اگه به جاش باشه و نخواي خودتو گول بزني ميبيني كه چجوري هميشه دستتو ميگيره..............................

 

ديدي حالا.... تو عشق واقعي جدايي نداريم.... ولي درمورد اين شعره بايد يه چيز ديگه هم بگم تا اشتباه نشه:

   

(اگه من خيلي تنهام فداي سرت.... اگه گريونه چشمام فداي سرت ... اگه دلمو شكستي ، ميگن عاشق يكي ديگه هستي ، فداسي سرت..................اگه گل نميريزي به پام فداي سرت..... اگه(...)فداي سرت...)

 

ميدوني چرا اينو نوشتم؟؟؟؟ چون اين يه قابليت بزرگ عشقو نشون ميده( با اينكه حرف از جدايي ميزنه ولي من اصلا قبول ندارم ولي چيزي كه من ازش گرفتم خيلي بزرگتر از اين يه ضعفشه...)....مينويسم ولي درباره اش توضيحي نميدم:

 

"عاشق واقعي" حاضره به خاطر دل "معشوقش" از "عشقش" بگذره

ولي اگه "عشقش"واقعي باشه

هيچوقت فراموشش نميكنه....

 

عاشق واقعي هيچوقت بخاطر دل خودش طرفشو آزار نميده....

 

+ نوشته شده توسط اسمون بی ستاره در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت 22:48 |
www.agna.blogfa.com www.agna.blogfa.com